تبلیغات
پایگاه حضرت معصومه سلام الله علیها - نگرشی به زیارت نامه حضرت فاطمه معصومه (س)
 
قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع) عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر (ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ. راوى گوید از امام رضا(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه پرسیدم. آن حضرت فرمود:« هركس قبرش را زیارت كند، بهشت بر او واجب مى شود .

بخش اوّل:

بررسی سند زیارت نامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

فصل اوّل

روایات واردشده در شأن حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

الف) روایات حضرت امام صادق علیه السلام:

1. حسن بن محمد بن حسن قمی در كتاب «تاریخ قم» می نویسد:

روی عدّة من أهل الریّ، أنّهم دخلوا علی أبی عبدالله علیه السلام و قالوا: نحن من أهل الریّ، فقال علیه السلام: »مَرْحباً بِاِخْوانِنا مِنْ أَهْلِ قُمَّ«؛ فقالوا: نحن من أهل الریّ؛ فأعادعلیه السلام الكلامَ. قالوا ذلك مراراً؛ و أجابهم بمثل ما أجاب به أوّلاً؛ فقال: »إنَّ لله حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةَ، وَ اِنَّ لِلّرَسُولِ صلی الله علیه وآله وسلم حَرَماً و هُوَ المَدیِنَةَ، وَ اِنَّ لِأَمِیرِالمُؤمنینَ علیه السلام حَرَماً وَ هُوَ الكُوفَةِ، و اِنَّ لَنا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ؛ وَ سِتُدفَنُ فیها امرَأَةٌ مِنْ أَولادی تُسَمّیَ فاطِمَةَ؛ فَمَنْ زَارَها وَجَبَتْ لَهُ الجَنَّةُ«. قال الراویّ: وكان هذا الكلام منه علیه السلام قبل أن یولد الكاظم علیه السلام.(1)

عدّه ای از اهل روی روایت كرده اند كه خدمت امام صادق علیه السلام گفتند: ما از اهالی ری هستیم؛ آن حضرت «مرحبا به برادران ما از اهل قم». آنان گفتند: ما از مردم ری هستیم؛ امام صادق علیه السلام دگرباره كلامش را تكرار نمود، و آنان نیز همان پاسخ را دادند؛ و امام علیه السلام نیز همان سخن خویش را تكرار كرده، فرمود: «همانا خداوند را حَرَمی است و آن مكّه است؛ و رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم را حرمی است و آن مدینه است؛ و امیرالمؤمنین علیه السلام را حرمی است و آن كوفه است؛ و ما را نیز حرمی است و آن شهر قم است. به زودی، زنی از فرزندان من كه فاطمه نامیده می شود در آنجا دفن می شود؛ هركس او را زیارت كند، بهشت بر او واجب می شود.» راوی می گوید: این روایت از آن حضرت هنگامی صادر شده است كه هنوز (امام) كاظم علیه السلام متولد نشده بود.

2. حسن بن محمد بن حسن قمی در كتاب تاریخ قم، از امام صادق علیه السلام روایت می كند كه فرمود:

«إنَّ زِیارَتَها تَعْدِلُ الجَنَّةَ»(2)

3. نیز وی از امام صادق علیه السلام روایت كرده اند كه فرمود:

تُقْبَضُ فیِها امْرَأَةٌ هِیَ مِنْ وُلْدی؛ وَاسْمُها فاطِمَةُ بِنْتِ مُوسی ، تَدْخُلُ بِشِفاعَتِها شِیعَتُنا الجَنَّةُ بِأَجْمَعِهِمْ.(3)

در قم، بانویی از فرزندان من كه نامش فاطمه دخت موسی است، رحلت می كند؛ با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.

بررسی

با عنایت به بررسی های به عمل آمده در می یابیم كه هرسه روایت یاد شده «مرسل» هستند؛ و راویانشان مشخص نیست. به جهت این كه روایت اول و دوم را «حسن بن محمد بن حسن قمی» نقل نموده، مختصری از شرح حال وی، و ارزش كتابش را ارائه می كنیم.

درباره حسن بن محمد بن حسن قمی گفته اند:

«حسن بن محمد بن حسن قمی از اكابر قدما و علمای اصحاب، و از معاصران شیخ صدوق بوده و از شیخ حسین بن علی بن بابویه - برادر شیخ صدوق - بلكه از وی نیز روایت نموده است.»(4)

وی این كتاب را - كه نخستین و معتبرترین كتاب درباره تاریخ و جغرافیای قم است - در سال 378 ه .ق.، در 20 باب، به سفارش «صاحب بن عبّاد» نگاشته است. متأسّفانه متن عربی این كتاب از بین رفته؛ و از ترجمه فارسی اش فقط 5 باب باقی مانده است. این كتاب را حسن بن علی بن حسن بن عبدالملك قمی، در سال 865 ه .ق. به فارسی ترجمه كرده است.

در «مستدركات علم رجال الحدیث» آمده است:

«لم یذكروه و هو مؤلف كتاب تاریخ قم. روی عن سعد بن عبدالله و غیره... و بالجملة أثبت اعتباره و صحّةالاعتماد علیه. روی عن الصدوق و أخیه».(5)

نیز در «خاتمة مستدرك الوسائل» به نقل از «ریاض العلماء» آمده است:

واعلم أنی رأیت نسخة من هذا التأتاریخ بالفارسیّة فی بلدة قم، و هو كتاب كبیر جیّد، كثیر الفوائد، فی مجلّدات، محتو علی عشرین باباً، و یظهر منه أنّ مؤلّفه بالعربیّة انّما هو الشیخ حسن بن محمّد المذكور و سمّاه كتاب قم، و قدكان فی عهد الصاحب بن عبّاد، و ألّف هذ التأریخ له، و قد ذكر فی كثیراً من أحواله و فضائله، ثمّ ترجمه الحسن بن علیّ بن الحسن بن عبدالملك القمیّ بالفارسیّة، بأمر الخواجه فخرالدین ابراهیم بن الوزیر الكبیر الخواجه عماد الدین محمود بن الصاحب الخواجه شمس الدین محمد بن علی الصفی، فی سنة ثمانمائة و خمسة و ستّین.

قلتُ: و یظهر من كتاب فضائل السادات، المسّمی بمنهاج الصفوی، تألیف السیّد العالم المتبحّر، الأمیر سیّد أحمد الحسینی، سبط المحققّ الكركی، و ابن خاله المحققّ الداماد و صهره علی بنته، صاحب مصتصل الصفا فی الردّ علی النصاری و غیره، أنّ لهذا الكتاب ترجمةً اُخری ینقل عنها. كما أنّه یظهره منه أنّ النسخة العربیژة كانت عنده.

و هذا الكتاب مشتمل علی عشیرین باباً، والذی وصل الینا منه ثمانیة أبواب، و یظهر من فهرست أبوابه انّ فیه فوائد جمیلة، خصوصاً: الباب الحادی عشر منه، والذی ذكر أنّه یذكر فیه واحداً و مأتین من اخبار قمّ، والباب الثانی عشرمنه، الّذی ذكر أنّه یذكر فیه أسامی علماء قمّ، و مصنّفاتهم و روایاتهم و هم مأتان و ستّة و ستّون؛ الی تأریخ التصنیف الذی كان فی سنة ثمان و سبعین و ثلاثمائة.

و قد نقل عن أصل الكتاب ایضاً العالم الجلیل، الآغا محمّد علی، ابن الأستاذ الأكبر البهبهانی فی حواشی نقد الرجال كما وجدنا بخطّه الشریف.»(6)

علامه مجلسی قدس سره درباره او می نویسد:

«و تأریخ بلدة قم معتبر لكن لم یتیسّر لنا اصل الكتاب و انّما وصل الینا ترجمته، و قد أخرجنا بعض أخباره فی كتاب السماء و العالم.»(7)

در كتابهای رجالی، نامی از حسن بن محمد بن حسن قمی وجود ندارد؛ به همین جهت، وی را اصطلاحاً «مجهول» می دانند.

درباره متن روایات، باید بیان كنیم كه نویسنده «تاریخ قم»، روایت نخست را با جمله «رَوَی عِدَّةٌ مِنْ أَهلِ رِیَّ»، نقل نموده است. هرچند علامه مجلسی می نویسد كه حسن بن محمد بن حسن قمی این دو روایت را با اسناد خودش بیان كرده، و نویسنده كتاب «تاریخ قم» را مورد وثوق بدانیم؛ اما به جهت این كه سلسله سند روایت بیان نشده، این روایت و دو روایت دیگر، مرسل - از نوع «مرفوع» - هستند.

نكته قابل ذكر این است كه عدّه ای از اهل ری به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب می شوند، و به معرّفی خود می پردازند؛ اما امام علیه السلام آنان را به سبب این كه اهل قم هستند مورد تشویق و تكریم قرار می دهد، پس از تكرار سخنشان، در تكریم قم و حضرت فاطمه معصومه علیها السلام سخن می گویند. معلوم نیست چرا به وجود شریف عبدالعظیم حسنی علیه السلام اشاره نكرده اند و چرا میان سؤال و پاسخ، هماهنگی وجود ندارد. شاید آن حضرت خواسته اند اهمیّت قم و گوهر نهفته در صدفش را بیان نمایند و شاید درباره ری نیز سخن گفته اند و در این روایت نیامده است.

ب) روایت امام كاظم علیه السلام

در مقام علمی حضرت ستی فاطمه علیها السلام نقل می كنند:

هنگامی كه پدر بزرگوارشان در زندان حاكمان ستم پیشه به سر می برده، و مردم از وجود ایشان بی بهره بودند، استفتاءاتی را به محضر مبارك حضرت معصومه علیها السلام تقدیم می دارند؛ و ایشان پاسخ می دهند. وقتی پاسخ ها را به محضر امام كاظم علیه السلام ارائه می دارند، آن حضرت می فرمایند: تمام پاسخ صحیح است و دخترش را به مدال «فداها أبوها» (پدرش فدایش باد)، مفتخر می سازند.(8) با كاوشی كه در كتب اربعه حدیث وشروح آنها(9) به عمل آمد، این روایت یافت نشد. از جمله القاب آن حضرت، «محدّثه»(10) است كه حكایت از آگاهی اش از روایات اهل بیت علیهم السلام دارد. روایاتی را از آن حضرت نقل كرده اند كه به حدیث «فاطمیّات» معروف هستند. دلیل این نامگذاری این است كه همه سلسله سند آنها از بنی هاشم هستند و نامشان «فاطمه» است. این گونه روایات را «مسلسل» نیز می نامند.

ج) روایات حضرت امام رضاعلیه السلام

1. محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی، معروف به «شیخ صدوق» از پدرش، و محمد بن موسی بن المتوكّل نقل می كند كه گفتند: علیّ بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش، برای ما روایت نمودند كه سعد بن سعد گفت:

از امام رضاعلیه السلام درباره زیارت فاطمه - دختر حضرت موسی بن جعفرعلیهما السلام - پرسیدم؛ آن حضرت فرمود: «هركه او را زیارت كند، بهشت پاداش اوست».

اصل روایت از این قرار است:

حدّثنا أبی و محمد بن موسی بن المتوكّل رضی الله عنه، قالا: حدّثنا علیّ بن ابراهیم بن هاشم، عن ابیه، عن سعد بن سعد، قال: سألتُ أباالحسن الرضاعلیه السلام عن زیارة فاطمة بنت موسی بن جعفرعلیهما السلام، فقال: «مَنْ زارَها فَلَهُ الجَنَّةُ»(11)

همین روایت را «جعفر بن محمد بن قولویه قمی»، معروف به «ابن قولویه»، به نقل از شیخ صدوق، از علی بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از سعد بن سعد، از امام رضاعلیه السلام نقل كرده است.

اصل روایت این گونه است:

«حدّثنی علیّ بن الحسین بن موسی بن بابویه، عن علی بن ابراهیم بن هاشم، عن أبیه، عن سعد بن سعد، عن ابی الحسن الرضاعلیه السلام قال سألته عن زیارة فاطمة بنت موسی علیهما السلام، قال: «مَنْ زارَها فَلَهُ الجَنَّةُ».(12)

2. علامه مجلسی در «بحارالانوار» و «تحفةالزائر» می نویسد: در برخی از كتب «زیارات» دیدم كه علی بن ابراهیم، از پدرش، از سعد، از علی بن موسی الرضاعلیهما السلام روایت كرده است كه آن حضرت فرمود: «سعد، قبری از ما نزد شما هست»؛ عرض كردم: فدایت شوم، قبر فاطمه دخت (امام) موسی علیهما السلام را می فرمایید؟ فرمود: «بله. هركس او را با شناخت كافی زیارت كند، بهشت پاداش اوست؛ هرگاه به قبرش نزدیك شدی، بالای سرش و رو به قبله بایست، و سی و چهار مرتبه تكبیر، و سی و سه مرتبه تسبیح، و سی و سه مرتبه تحمید بگو؛ سپس بگو: السّلام علی آدم صفوة الله... و سلّم تسلیماً یا ارحم الراحمین.»

اصل روایت از این قرار است:

ادامه مطلب...

«رأیت فی بعض كتب الزیارات، حدّث علیّ بن ابراهیم، عن أبیه، عن سعد، عن علی بن موسی الرضاعلیهما السلام قال، قال: یا سَعْدُ! عِندَكُمْ لَنا قَبْرٌ؛ قلتُ جعلت فداك، قبر فاطمة بنت موسی علیهما السلام؛ قال؛ نَعَمْ، مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الجَنَّةُ؛ فَاِذا أَتَیْتَ القَبْرَ فَقُمْ عِنْدَ رَأسِها مُستَقْبِلَ القِبْلَةِ وَ كَبِّرْ أَرْبَعاً وَ ثَلاثینَ تَكْبِیرَةً، وَ سَبَّحْ ثَلاثاً وَ ثَلاثینَ تَسْبِیحَةً، وَ أَحْمِدِاللهَ ثَلاثاً و ثَلاثینَ تَحْمِیدَةً؛ ثُمَّ قُلْ: السَّلامُ عَلَی آدَمَ صَفْوَةِاللهِ... وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ»(13)

3. از امام رضاعلیه السلام نقل شده است كه فرمود:

«مَنْ زارَها المعصُومَةَ بِقُمَّ كَمَنْ زارَنی »(14)

هركس معصومه را در قم زیارت كند، مانند كسی است كه مرا زیارت كرده است.

4. در كتاب «زبدة التصانیف» به نقل از امام رضاعلیه السلام روایت شده كه فرمود:

«هركس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در ری، یا خواهرم را در قم زیارت كند كه همان ثواب زیارت مرا در می یابد.»(15)

بررسی

همچنان كه مشاهده گردید، چهار روایت از امام رضاعلیه السلام در شأن حضرت فاطمه معصومه علیها السلام وارد شده است. روایت نخست را شیخ صدوق با دو طریق از پدرش و محمد بن موسی بن المتوكل، از علی بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از سعد بن سعد، از امام رضاعلیه السلام روایت نموده است. علامه مجلسی در «تحفةالزائر»، ص 378، سند این روایت را «حسن» می داند.

روایت سوم و چهارم در كتب اربعه شیعه، و شروح آنها یافت نگردیدند. هردو روایت یاد شده، «مرسل» هستند. درباره روایت سوم باید اظهار نمود كه واژه «معصومه» از برجسته ترین صفات حضرت ستّی فاطمه علیها السلام است كه رفته رفته، جانشین نام مباركش گردیده؛ و در بسیاری از موارد، به جای فاطمه معصوم به واژه «معصومه» - به تنهایی - بسنده می شود. در صورت صحت سند این روایت، تصریح چنین صفتی از سوی امام معصوم علیه السلام، حكایت از مرابت والای معنوی و ملكوتی آن حضرت دارد.

درباره روایت دوم - كه موضوع اصلی مقاله است - چند سؤال مطرح است: كتابهای زیاراتی كه مجلسی از آنها روایت نموده كدامند؟ «سعد» كه روایت را از امام علیه السلام روایت نموده، كیست؟ آیا متن زیارت نیز از امام علیه السلام است؟ و سؤالاتی دیگر كه به یاری خداوند متعال در ادامه همین بخش، و بخش دوم به آنها خواهیم پرداخت. به جهت اینكه روایت نخست، تا حدودی همسنگ با روایت دوم است؛ و برخی از راویانشان در هردو روایت وجود دارند، شایسته دیدیم به طور اجمال، به شرح حال سلسله سند این روایات بپردازیم؛ با این توضیح كه شرح حال علیّ بن ابراهیم، ابراهیم بن هاشم و سعد بن سعد را در فصل سوم - به تفصیل - خواهیم آورد.

1. ابوجعفر، محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی، معروف به «شیخ صدوق» (305 - 381 ه .ق.)

وی را «صدوق الطائفه» نیز می نامند. همو صاحب كتاب پرارج «من لایحضره الفقیه» - یكی از كتب اربعه حدیث -، و بیش از 300 كتاب ارزشمند دیگر است. همه رجالیون وی را ستوده اند. نجّاشی درباره اش می نویسد:

«محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمیّ، ابوجعفر، نزیل الرّی، شیخنا و وجه الطائفة بخراسان، و كان ورد بغداد سنة خمس و خمسین و ثلاثمائة و سمع منه شیوخ الطائفة و هو حدث السنّ، و له كتب كثیرة...»(16)

علاّمه حلّی درباره اش می نویسد:

«محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمیّ، ابوجعفر، نزیل الرّی، شیخنا و فقیهنا و وجه الطائفة بخراسان، ورد بغداد سنة خمس و خمسین و ثلاثمائة، و سمع منه شیوخ الطائفة و هود حدث السنّ، كان جلیلاً حافظاً الاحادیث، بصیراً بالرجال، ناقلاً للاخبار، لم یرفی القمیین مثله فی حفظه و كره علمه، له ثلاثمائة مصنف ذكرناها فی كتابنا الكبیر، مات رضی الله عنه فی الریّ سنة احدی و ثمانین و ثلاثمائة.»(17)

وی به طور مرسل از امام صادق علیه السلام، و پدرش و محمد بن حسن بن ولید و عبدالله و عبدالواحد بن محمد بن محمد بن عبدوس نیشابوری روایت كرده است. شیخ طوسی با یك طریق، و شیخ مفید از او روایت نموده اند.(18)

2. ابوالحسن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی، معروف به: «ابن بابویه» و «صدوق اوّل» (... 329 ه .ق.) وی پدر «شیخ صدوق» است. او را فقیهی بزرگوار و محدّثی جلیل القدر دانسته اند كه عصر امام حسن عسكرعلیه السلام را درك كرده و نامه ای ارجمند از آن حضرت دریافت كرده است.(19)

«علیّ بن الحسین بن موسی بن بابویه القمیّ، شیخ القمیین فی عصره و متقدّمهم، و فقیههم؛ كان قدم العراق و اجتمع مع أبی القاسم الحسین بن روح «رحمةالله» و سأله مسائل ثمّ كاتبه بعد ذلك علی ید علی بن جعفر بن الأسود یسأله أن یوصل له رقعة الی الصاحب(عجّ) و یسأله فیها الولد فكتب الیه قد دعونا الله لك بذلك و سترزق ولدین ذكرین خیّرین فولد له ابوجعفر و ابوعبدالله من أمّ ولد، و كان ابوعبدالله الحسین بن عبیدالله یقول سمعت أباجعفر یقول أنا ولدت بدعوة صاحب الأمرعلیه السلام و یفتخر بذلك، له كتب، منها: كتاب التوحید و...»(20)

علامه حلّی نیز ضمن بیان آنچه نجاشی آورده، در ادامه می نویسد:

«و مات علیّ قدّس الله روحه سنة تسع و عشرین و ثلاثمائة، و هی السّنة التی تناثرت فیها النجوم. و قال جماعة من أصحابنا سمعنا أصحابنایقولون كنا عند أبی الحسن علیّ بن محمد السّمیری و كیل الصاحب علیه السلام رحمةالله فقال رحم الله علیّ بن بابویه، فقیل له هو حیّ فقال أنّه رحمه الله مات فی یومنا هذا، فكتب الیوم فجاء الخبر بأنّه مات فیه»(21)

3. محمد بن موسی بن متوكّل

علامه حلّی وی را توثیق نموده است.(22) شیخ طوسی او را جزو كسانی كه از ائمه علیهم السلام روایت نكرده، برشمرده است.(23)

آیةالله العظمی خویی درباره اش می نویسد:

«أقول: فد اكثر الصدوق الروایة عنه، و ذكره المشیخة فی طرقة الی الكتب فی ثمانین و اربعین مورداً فقد روی عن سعد بن عبدالله و عبدالله بن جعفر بن جامع الحمیری، و عبدالله بن جعفرالحمیری و علی بن ابراهیم و علی بن الحسین السعدآبادی، محمد بن أبی عبدالله الاسدی الكوفی، و محمد بن یحیی العطّار، و الظّاهر أنّه كان یعتمد علیه.»

سپس این گونه ادامه می دهد:

و ادّعی ابن طاووس فی فلاح السائل: الفصل (19) فی فضل صلاة الظهر و صفتها عند ذكر الروایة الواردة عن الصادق علیه السلام، أنّه ما أحبّ الله من عصاه: الاتقان علی وثاقته و قدمرّ ذلك فی ابراهیم بن هاشم، فالنتیجة أنّ الرجل لاینبغی التوقّف فی وثاقته.(24)

4. أبوالقاسم، جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن مسرور بن قولویه قمیّ، معروف به:«ابن قولویه» (... 369 ه.ق.)

وی نویسنده كتاب «كامل الزیارات» است و كاظمین كنار قبر شیخ مفید دفن گردیده است. ابن قولویه كه در قم دفن است و مقبره ای معروف در نزدیكی مقبره بزرگ شیخان دارد، پدر این شیخ جلیل القدر و از برگزیدگان سعد بن عبدالله اشعری قمی است.(25)

نجّاشی درباره اش می نویسد:

«جعفر بن محمد بن موسی بن قولویه، أبوالقاسم و كان یلقّب مَسْلَمَة من خیار أصحاب سعد، و كان أبوالقاسم من ثقات أصحابنا و أجلاّئهم فی الحدیث والفقه، و روی عن أبیه و أخیه عن سعد، و قال سمعت من سعد الاّ أربعة أحادیث، و علیه قرأشیخنا أبوعبدالله الفقه و منه حمل، و كل مایوصف به الناس من جمیل و ثقة فهو فوقه، (و) له كتب حسان، كتاب مداواة الجسد، و... قرأت أكثر هذه الكتب علی شیخنا أبی عبدالله رحمةالله و علی الحسین بن عبیدالله رحمه الله.»(26)

علامه حلّی ضمن بیان آنچه در بالا گفته شد، وفات ابن قولویه را به سال 369 ه.ق. نوشته است.(27)

د) روایت حضرت امام جوادعلیه السلام:

ابن قولویه در «كامل الزیارات» به نقل از پدرش و برادرش و گروهی دیگر، از أحمد بن ادریس و دیگران، از العمركی بن علی البوفكی، از یك نفر دیگر، از حضرت امام جوادعلیه السلام روایت كرده كه فرمود: «كسی قبر عمّه ام را در قم زیارت كند، بهشت پاداش اوست»

اصل روایت از این قرار است:

حَدَّثَنی أبی و أخی والجماعةُ، أحمدبن ادریس و غیره، عم الحمركی بن علی البوفكی، عمّن ذكره، عن ابن الرضاعلیه السلام، قال: «مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتی بِقُمَّ فَلَهُ الجَنَّةُ.»(28)

بررسی

ابن قولویه این روایت را - حدّاقل - با سه طریق از پدرش و برادرش و گروهی دیگر؛ - حدأقلّ - با دو طریق از احمد بن ادریس و دیگران، از عمركی بن علی بوفكی، از كسی كه عمركی از او نقل نموده، از حضرت امام جوادعلیه السلام نقل نموده است. بدیهی است مراد از «گروهی دیگر» و «دیگران»، بیش از یك نفر است.

این روایت با سخن شیخ طوسی كه «عمركی» را از اصحاب امام حسن عسكری علیه السلام برشمرده منافات دارد.(29) و به سبب معلوم نبودن راوی متّصل به امام علیه السلام، «مرفوع» است؛ به همین جهت، برخی آن را «ضعیف» دانسته اند.(30) اما علاّمه مجلسی ضمن بیان این روایت، سندش را «معتبر» دانسته است.(31) پیش از این، درباره ابن قولویه سخن رفت؛ اكنون ببینیم شرح حال سایر رجال این روایت چگونه است:

1. محمد بن جعفر بن موسی بن مسرور بن قولویه قمّی.

وی پدر جعفر بن محمد معروف به ابن قولویه و علی بن محمد است. شیخ طوسی او را جزو كسانی آورده كه از ائمه علیهم السلام روایت نكرده است. در شرح حال فرزندش - جعفر - گذشت كه وی از برگزیدگان اصحاب سعدبن عبدالله بوده و از او روایت نموده است. همو ملتزم شده است كه به جز از «ثقه» در كتابش روایت نكند.(32)

2. علی بن محمد بن جعفر بن موسی بن مسرور بن قولویه قمی.

وی برادر جعفر بن محمد و فرزند محمد بن جعفر است. آیةالله العظمی خویی در «معجم رجال الحدیث»، درباره اش می نویسد:

«ثقة، أخو جعفر بن محمد بن قولویه، و من مشایخه، روی عنه فی عدّة موارد من كامل الزیارات، منها، الحدیث 10، من الباب 8، فی فضل الصلاة فی مسجد الكوفة، و مسجد السهلة.»(33)

3. احمد بن ادریس بن احمد، أبوعلی الاشعری القمّی (... - 306 ق.)

نجّاشی درباره اش می نویسد:

«احمد بن ادریس بن احمد أبوعلی الاشعری القمی: كان ثقة فقیها فی أصحابنا، كثیرالحدیث، صحیح الروایة، له كتاب نوادر، أخبرنی عدّة من أصحابنا اجازة، عن أحمد بن جعفر بن (سفین) سفیان عنه، وفات أحمد بن ادریس بالقرعاء سنة 306 من طریق مكّة علی طریق الكوفة.»(34)

علامه حلّی درباره اش می نویسد:

«احمد بن ادریس أبوعلی الاشعری القمّی، كان ثقة فی اصحابنا فقیهاً كثرالحدیث، صحیح الروایة، مات بالفرعاء فی طریق المكّة، علی طریق الكوفة سنة ستّ و ثلاثمائة رحمةالله، اعتمد علی روایته»(35)

شیخ طوسی نیز می نگارد:

«كان ثقة فی أصحابنا، فقیهاً، كثیرالحدیث صحیحه، و له كتاب النوادر، كتاب كبیر كثیرالفائدة»

همو وی را از اصحاب امام حسن عسكری علیه السلام بر شمرده چنین می نویسد:

«ألحقه علیه السلام و لم یروعنه»

آیةالله العظمی خوی، وی را از كسانی می داند كه از عمركی بن علی روایت كرده است:

«أحمد بن ادریس القمّی الاشعری، یكنّی أباعلی، و كان من القواد.»(36)

4. عمركی بن علی بن محمد البوفكی النشابوری(37):

نجّاشی درباره اش می نویسد:

«شیخ من أصحابنا، ثقة، روی عن شیوخ أصجابنا، منهم: عبدالله بن جعفر الحمیری، له كتاب الملاحم، أخبرنا أبوعبدالله القزوینی قال: حدّثنا أحمد بن محمد بن یحیی، قال: حدّثنا أحمد بن ادریس، قال: حدّثنا محمد احمد بن اسماعیل الطوی، عن العمركی، و له كتاب نوادر.»(38)

شیخ طوسی در رجالش، وی را از أصحاب امام حسن عسكری علیه السلام برشمرده است.(39)

پی نوشت:

1) تاریخ قم، ص 214 - 215؛ بحارالانوار الجامعة لدور أخبار الائمّة الاطهار، ج 99، ص 265 - 267. (علامه مجلسی این روایت را به نقل از «تاریخ قم» نوشته و نام نویسنده كتاب را به اشتباه، «حسین بن محمد قمی» نگاشته است كه به نظر می رسد«تصحیف» باشد)؛ بحارالانوار، ج 48، ص 316 - 317 (پایان روایت، این گونه نوشته شده است: «قال علیه السلام ذلك و لم تحمل بموسی علیه السلام أمّه». در این جلد، نام نویسنده كتاب تاریخ قم به درستی نگاشته شده است). نیز. ر.ك: وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج 1، ص 451، ب 94؛ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج 10، ص 368 - 369؛ میزان الحكمة، ج 5، ص 2290 و انوارالمشعشعین، ص 209 - 210.
2) تاریخ قم، ص 215؛ بحارالانوار، ج 99، ص 267 و ج 48، ص 316 - 317؛ تحفةالزائر، ص 378؛ مستدرك الوسائل، ج 10، ص 369 و انوارالمشعشعین، ص 210.
در برخی از نسخه های چاپی بحارالانوار، به جای «تُعادِلُ»، تَعْدِلُ آمده و در دیگر منابع، «تُعادِلُ» آمده است. به نظر می رسد «تصحیف» باشد.
3) مجالس المؤمنین، ج 1، ص 83.
4) ریاض العلماء، ج 1، ص 318؛ بحارالانوار، ج 1، ص 42؛ خاتمة مستدرك الوسائل، ج 1، ص 365 و اعیان الشیعه، ج 5، ص 246 - 247.
5) مستدركات علم رجال الحدیث، ج 3، ص 38 - 39.
6) خاتمة مستدرك الوسائل، ج 1، ص 365 - 366.
7) بحارالانوار، ج 1، ص 42.
8) ر.ك: بارگاه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام تجلیگاه حضرت فاطمه زهراعلیها السلام، ص 22.
9) اعلام النساء المؤمنات، ص 576 - 577.
10) كتب اربعه حدیث شیعه عبارتند از: «كافی، من لا یحضره الفقیه، التهذیب، و الاستبصار» و شرح هایی كه برآنها نوشته شده عبارت استاز: «مرآت العقول» (شرح مجلسی دوم بركافی)، «صافی» و «شافی» (شرح فارسی و عربی ملا خلیل قزوینی بركافی)، «لوامع صاحبقرانی (شرح مجلسی اوّل بر من لایحضره الفقیه). و سه كتاب «وافی»، «وسائل الشیعه» و «بحارالانوار» نیز معروف به «جوامع ثلاثة» هستند كه از «محمدون ثلاث دوم» می باشند. (ر.ك: علم الحدیث، ص 75 - 92).
11) ثواب الاعمال، ص 89؛ عیون اخبارالرضاعلیه السلام، ج 2، ص 267؛ بحارالانوار، ج 99، ص 265 - 267؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 451 - 452؛ انوارالمشعشعین، ص 210.
12) كامل الزیارات، ص 324 - 325، ب 106؛ ثواب الاعمال، ص 124؛ عیون اخبارالرضاعلیه السلام، ج،2 ص 267؛ بحارالانوار، ج 99، ص 265؛ تحفةالزائر، ص 378؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 451 - 452؛ انوار المشعشعین، ص 210.
13) بحارالانوار، ج 99، ص 265 - 267 و ج 48، ص 316 (در این جلد از بحارالانوار تا «من زارها عارفاً بحقّها فله الجنّة» آمده و آداب و متن زیارتنامه نیامده است.) تحفة الزائر، ص 378 - 379؛ عیون اخبارالرضاعلیه السلام، ج 2، ص 267 (نیز بدون ذكر زیارتنامه)؛ سفینةالبحار، ج 2، ص 376-377؛ مستدرك الوسائل، ج 10، ص 368 - 369؛ انوارالمشعشعین، ص 210 - 211؛ عمدةالزائر، ص 398 - 400 و المزار (خوانساری) ص 108 - 115.
14) ریاحین الشریعه، ج 5، ص 35؛ ناسخ التواریخ، ج 3، ص 68؛ امامزادگان معتبر ایران، ص 10، زندگانی حضرت معصومه، ص 20 و دیعه آل محمد فاطمه معصومه، ص 9.
15) زبدة التصانیف، ج 6، ص 159.
16) رجال نجاشی، ص 389 - 393.
17) رجال، علامه حلّی، ص 148.
18) معجم رجال الحدیث، ج 16، ص 315 - 326.
19) مناقب آل ابی طالب، (ابن شهرآشوب)، ج 4، ص 425 و مجالس المؤمنین، ج 1، ص 453.
20) رجال نجاشی، ص 262 - 263؛ نیز. ر.ك: معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 368 - 369.
21) رجال علامه حلّی، ص 94.
22) همان، ص 194.
23) رجال طوسی، ص 437.
24) معجم رجال الحدیث، ج 17، ص 284 - 285.
25) الكنی والألقاب، ج 1، ص 392 - 393.
26) رجال نجاشی، ص 124 - 125.
27) رجال علامه حلی، ص 31، تاریخ وفات «ابن قولویه» را سال 367 و 368 ه .ق. نیز نوشته اند.
28) كامل الزیارات، ص 324 - 325؛ وسایل الشیعه، ج 14، ص 451؛ بحارالانوار، ج 99، ص 265 و ج 48، ص 316؛ تحفةالزائر، ص 378؛ میزان الحكمة، ج 5، ص 2290؛ سفینةالبحار، ج 2، ص 374.
29) رجال طوسی، ص 401؛ نیز ر.ك: كامل الزیارات، (پاورقی)، ص 538؛ معجم رجال الحدیث، ج 13، ص 155.
30) كامل الزیارات، (پاورقی) ص 538.
31) تحفةالزائر، ص 378.
32) معجم رجال الحدیث، ج 17، ص 167 - 168.
33) معجم رجال الحدیث، ج 12،ص 161.
34) همان، ج 2، ص 41.
35) رجال علامه حلی، ص 15.
36) معجم رجال الحدیث، ج 2، ص 41 - 42.
37) بوفك» از روستاهای نیشابور است.
38) معجم رجال الحدیث، ج 13، ص 155.
39) رجال طوسی، ص 401. نیز. ر.ك: معجم رجال الحدیث، ج 13، ص 155.





طبقه بندی: حضرت معصومه سلام الله علیها،  مقالات،  زیارات و ادعیه، 
برچسب ها: زیارات و ادعیه، حضرت معصومه سلام الله علیها، مقالات،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 شهریور 1390 توسط رحمان نجفی