تبلیغات
پایگاه حضرت معصومه سلام الله علیها - بررسی سند زیارت نامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام
 
قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع) عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر (ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ. راوى گوید از امام رضا(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه پرسیدم. آن حضرت فرمود:« هركس قبرش را زیارت كند، بهشت بر او واجب مى شود .

فصل چهارم

آنچه در بررسی رجال سند روایت حضرت امام رضاعلیه السلام درباره اهمیّت زیارت نامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام گذشت، ما را به این نتیجه رهنمون می كند كه همه رجال این حدیث، «موثق» و «امامی مذهب» هستند؛ و روایتشان «صحیح» شمرده می شود.

اكنون سه پرسش درباره این روایت را طرح می كنیم:

1. مراد از «سعد» كه از امام رضاعلیه السلام روایت نموده، كیست؛ «سعد بن سعد» یا «سعد بن عبدالله»؟ اگر مراد، «سعد بن سعد» است، تفاوت ها یا شباهت های این روایت با روایتی كه همان «سعد بن سعد» از امام رضاعلیه السلام درباره زیارت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام می پرسد، چیست؟

2. آیا متن زیارت نامه نیز از امام رضاعلیه السلام است یا توسط دیگران نگاشته شده است؟

3. مراد از «كتب زیارات» در سخن علامه مجلسی: «رأیت فی بعض كتب الزیارات»، چیست؟

پیش از این بیان شد كه دو روایت، یكی از «سعدبن سعد» و دیگری از سعد أشعری به نقل از امام رضاعلیه السلام در شأن حضرت فاطمه معصومه علیها السلام وارد شده است. در این دو روایت، شباهت ها و تفاوت هایی مشاهده می شود.

الف) شباهت ها:

1. رجال سند هردو روایت، یكی هستند.

2. در هردو روایت، جمله «من زارَها فلهُ الجنّة» وجود دارد.

ب) تفاوت ها:

1. در یك روایت، سعد بن سعد از امام علیه السلام در شأن حضرت فاطمه معصومه علیها السلام جویا شده؛ ولی در روایتی كه منتهی به آداب و متن زیارت نامه می شود، امام علیه السلام از سعد می پرسد.

2. در یكی، تصریح به سعد بن سعد شده و در دیگری، به نام سعد یا سعد اشعری بسنده شده؛ با این توضیح كه سعد، مشترك میان چندین راوی با طبقه های مختلف است.

3. روایتی كه منتهی به زیارت نامه می شود، واژه «عارفاً بحقّها» را در دل خود جای داده است.

ممكن است كسی بگوید اگر این روایت ها یكی بوده باشند، ولی با دو متن نقل شده باشند، یا آنچه در یكی از این روایت ها از سوی راوی، به اضافه آمده باشد؛ می توان آنها را «مضطرب» و «مدرّج» نامید؛ اما این گونه نیست، زیرا:

1. این امكان وجود دارد كه امام علیه السلام در یكی از سخنانشان واژه ای را از روی قصد و هدفی كه دارند، افزوده باشند.

2. همه رجال سند این روایت ها «ثقة» هستند و روایتشان «صحیح» شمرده می شود.

3. دلیلی بر این ادّعا وجود ندارد.

حال باید دید مرا از «سعد» در این روایت كیست؟ شاید آن گونه كه برخی گمان كرده اند «تعیین دقیق شخصیت و وثاقت سعد مذكور در سند زیارت نامه مشكل است»(1)، چندان هم مشكل نباشد؛ بلكه با بررسی های بیشتر و دقیق تر، دست یافتنی باشد. آیةالله العظمی خویی ذیل واژه «سعد» می نویسد:

«وقع بهذاالعنوان فی اسناد كثیر من الروایات تبلغ ثلاثمائة و ثمانین مورداً، فقد روی عن أبی جعفر، و أبی عبدالله، و أبی الحسن الرضاعلیهم السلام و...»

سپس بسیاری از كسانی را كه «سعد» از آنان روایت نموده، نام می برد و می نویسد:

«أقول: سعد فی اسناد هذه الروایات هو سعد بن عبدالله الاّ فی موارد قلیلة، یعلم ذلك بقرینة الراوی و المروی عنه.»(2)

نیز در «رجال المجلسی»، سعد بن عبدالله بن أبی خلف را «ثقة» و «امامی» دانسته، و اسناد سایر كسانی كه سعد بن عبدالله هستند را مجهول دانسته است.(3)

با بررسی هایی كه به عمل آمده، می توان گفت: مراد از «سعد» در روایت مورد بحث، سعد بن عبدالله - كه معاصر با امام صادق علیه السلام است - نمی باشد؛ و به یقین، سعد بن سعد اشعری قمی است. برفرض، اگر مراد، سعد بن عبدالله بن أبی خلف هم باشد - آن گونه كه برخی گمان كرده اند(4) - بازهم به جهت اینكه مورد وثوق است، خللی در روایت به وجود نمی آید؛ جز اینكه سعد بن عبدالله بن أبی خلف از هم عصران امام هم عصران امام حسن عسكری علیه السلام است و از آن حضرت روایت نكرده است؛ چه رسد به اینكه از امام رضاعلیه السلام روایت نموده باشد!

برخی برآنند كه سعد بن عبدالله از هم عصران امام حسن عسكری علیه السلام بوده و آن حضرت را درك كرده، ولی از آن حضرت روایت نكرده است. با این توضیح كه وفات او را در سال 299 یا 301 ه.ق. دانسته اند؛(5) اما شهادت امام حسن عسكری علیه السلام در سال 260، شهادت امام هادی علیه السلام را در سال 254 ه .ق.، شهادت امام جوادعلیه السلام را در سال 220 ه .ق. و شهادت امام رضاعلیه السلام را 203 ه .ق. دانسته اند.(6)

نویسنده «تهذیب المقال» در این باره می نویسد:

«سعد بن عبدالله از مشایخ ابن الولید و ابن قولویه و نظایر آنهاست؛ و امام عسكری علیه السلام را درك كرده ولی در روایتش از آن حضرت علیه السلام سخن هست. پس روایتش از اصحاب رضا و كاظم، بلكه صادق(علیهم السلام) بعید است؛ هرچند برخلافش دلیلی نیست.»(7)

نجاشی درباره اش می نویسد:

«سعد بن عبدالله بن أبی خلف الاشعری القمیّ، أبوالقاسم، شیخ هذه الطائفة و فقیهها. كان سمع من أحادیث العامّة شیئاً كثیراً،... و لقی مولانا أبا محمدعلیه السلام. و رأیت بعض أصحابنا یضعفون لقائه لأبی محمد(علیه السلام) و یقولون هذه حكایة موضوعة علیه، والله أعلم... توفّی سعد بن عبدالله سنة احدی و ثلاثمائة، و قیل سنة تسع و تسعین و مائتین.»(8)

و شیخ طوسی درباره اش می نویسد:

«جلیل القدر، واسع الاخبار، كثیرالتصانیف، ثقة، فمن كُتبه...»(9)

دلایلی مبنی بر روایت «سعد بن سعد» از امام رضاعلیه السلام

از جمله قرائن و امارات بر روایت سعد بن سعد از امام رضاعلیه السلام، این است كه شرح حال نویسان، وی را راوی امام رضاعلیه السلام و هم عصر آن حضرت دانسته اند. او ده ها روایت به طور مستقیم از امام رضاعلیه السلام، یا بایكی دو طریق از دو امام پیشین علیهما السلام روایت كرده است.(10)

از همه مهمتر این است كه بی تردید، سعد بن سعد - حد اقل یك روایت - از امام رضاعلیه السلام در شأن حضرت فاطمه معصومه علیها السلام نقل نموده است. روایت مورد بحث نیز كه از نظر موضوع، قرابت با آن روایت دارد، می تواند قرینه ای باشد بر اینكه راوی هردو روایت، سعد بن سعد است.

در شرح حال سعد بن سعد گذشت كه رجالیون اتفاق نظر دارند وی از اصحاب امام كاظم، امام رضا و امام جوادعلیهم السلام است. در كتاب «مسند فاطمه معصومه علیها السلام»، ص 55 - 56، نام برخی از اصحاب امام كاظم علیه السلام را كه به قم هجرت كرده اند، این گونه برمی شمارد:

«ابراهیم بن محمد اشعری، ابراهیم بن هاشم، ابوجریر قمی (زكریا بن ادریس)، احمد بن اسحاق بن عبدالله اشعری (أبوعلی قمی)، حسین بن سعید اهوازی، حسین بن مالك قمی، ریان بن شبیب، ریان بن صلت، زكریا بن آدم، سعد بن سعد أشعری قمی، سهل بن یسع، عبدالعزیز بن مهتدی، عبدالله بن صلت، علی بن ریان بن صلت، محمد بن حسن أشعری، محمد بن سهل قمی، محمد بن علی بن عیسی أشعری قمی، مرزبان بن عمران بن عبدالله بن سعد اشعری.»

در «مسند الامام الرضاعلیه السلام»، سعد بن سعد أشعری جزو راویان راویان حضرت امام رضاعلیه السلام آمده است؛ و ضمن اینكه راویان آن حضرت را 313 نفر برشمرده، آمده است:

«شیخ طوسی 315 نفر را دررجالش جزو اصحاب امام رضاعلیه السلام نام برده، و نام برخی از این افراد كه ما را در این مسند آورده ایم چه بسادر رجال شیخ دیده نشود، و در مصادر پیش روی ما نامی از آنان برده نشده باشد.»(11)

جالب توجه اینكه نامی از سعد بن عبدالله در میان اصحاب امام رضاعلیه السلام وجود دارد. نیز در كتاب های رجالی، سعد بن سعد را از جمله كسانی برشمرده اند كه ابراهیم بن هاشم از آنان روایت نموده است؛(12) ولی عكس آن مطرح نشده است؛ اما مواردی وجود دارد كه سعد بن عبدالله از ابراهیم بن هاشم روایت نموده است. از جمله در كتاب «اختیار معرفةالرجال» آمده است:

«حدّثنی محمدبن قولویه، قال: حدثنی سعد بن عبدالله بن أبی خلف، عن ابراهیم بن هاشم، عن بكر بن صالح، عن...»(13)

نیز در «فهرست» طوسی، در شرح حال علی بن أحمد بن علی خزار آمده است:

«له كتاب، رواه جماعة عن أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه، عن أبیه، عن سعد بن عبدالله، عن ابراهیم بن هاشم.»(14)

نیز در «ألفوائد الرجالیّة»، در شرح حال ابراهیم بن هاشم آمده است:

«ابراهیم بن هاشم أبواسحاق الكوفی، ثم القمیّ، من اصحاب الرضا و الجواد و الجوادعلیهما السلام، كثیرالراویة، واسع الطریق، سدید النقل، مقبول الحدیث، له كتب، روی عنه أجلاّة الطائفة و ثقاتها، كأحمد بن ادریس القمی، و سعد بن عبدالله الاشعری، و...»(15)

نیز در «معجم رجال الحدیث» آمده است:

«كلینی به سند خودش از سعد بن عبدالله از ابراهیم بن هاشم روایت نموده است.»(16)

پس سعد بن سعد در طبقه ششم راویان و هم عصر امام رضاعلیه السلام، و از آن حضرت روایت نموده است. ابراهیم بن هاشم - كه از سعد بن سعد روایت نموده - در طبقه هفتم، و علی بن ابراهیم - كه از پدرش روایت نموده - در طبقه هشتم قرار دارند. با این توصیف، هیچ گونه ضعف و خللی در روایت سعد بن سعد از امام رضاعلیه السلام به وجود نمی آید.

نكته قابل بررسی دیگر در زمینه زیارت نامه این است كه متن روایتی كه مرحوم مجلسی آورده، «معلّق» است؛ زیرا وی در «بحارالانوار» می نویسد: «رأیت فی بعض كتب الزایارات»(17) نیز وی در «تحفةالزائر» - كه به فارسی نگاشته(18) - می نویسد: «در بعضی از كتب زیارات به سند حَسَن روایت كرده اند»(19)؛ و در این كتاب تصریح به «سعد اشعری» می نماید، سپس به سؤال امام رضاعلیه السلام در باره قبر حضرت فاطمه معصومه علیها السلام نزد قمیان، و بیان آداب زیارت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام می پردازد؛ و پس از پایان یافتن متن زیارت نامه، می نویسد:

«محتمل است كه زیارت از تتمّه حدیث نباشد و از تألیف علما بوده باشد.»(20)

در وثاقت و جلالت شأن علامه مجلسی تردیدی نیست. وی را این گونه ستوده اند:

«أستاذنا و شیخنا و شیخ الاسلام والمسلمین، خاتم المجتهدین، الامام العلامه، المحقّق المدّقق، جلیل القدر، عظیم الشأن، رفیع المنزلة، وحید عصره، فرید دهره، ثقة، ثبت، عین، كثیرالعلم، جیّد التصانیف، فقیه متكلّم، محدّث، عالم، فاضل، و...»(21)

علامه سید حیدر كاظمی نیز همچون علامه مجلسی، سند این روایت را «حَسَن» دانسته است.(22) آقا جمال خوانساری نیز می نویسد:

«و زیارتی متعلّقه به حضرت معصومه قم كه احتمال دارد منقول باشد و اكثر عبارات آن زیارت در همه روضات خوانده می تواند شد.»

سپس دو روایت از امام رضاعلیه السلام و یك روایت از امام محمدتقی علیه السلام بیان نموده، آنها را «معتبر» می داند.(23)

با بررسی كه در كتب خطّی «مزار» شیخ مفید(24)، شهید اوّل، ابن مشهدی، طباطبایی و شیروانی به عمل آمد، متن زیارت نامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام در آنها یافت نشد. در نسخه خطّی و چاپی كتاب «تاریخ قم» نیز اثری از این زیارت نامه نیست. شاید در قسمت هایی از این كتاب كه مفقود گردیده باشد.

پی نوشت:

1) مجله فرهنگ كوثر، شماره 25، ص 56.
2) معجم رجال الحدیث، ج 8، ص 34.
3) رجال المجلسی، ص 218.
4) مجله فرهنگ كوثر، شماره 25، ص 55.
5) رجال نجاشی، ص 179.
6) بحارالانوار، ج 49، ص 2-3، ج 50، ص 1-2 و ج 50، ص 114-115 و 233.
7) تهذیب المقال، ج 2، ص 433. نیز.ر.ك: الكنی والألقاب، ج 1، ص 275.
8) رجال نجاشی، ص 178 - 179.
9) الفهرست، طوسی، ص 76-77.
درباره سعد بن عبدالله، ر.ك: رجال طوسی، ص 494؛ رجال علامه حلّی، ص 78؛ رجال ابن داود، ص 102 و 247؛ جامع الرواة، ج 1، ص 355-356؛ أعیان الشیعه، ج 7، ص 225-226؛ قاموس الرجال، (تستری)، ج 5، ص 56-61؛ الكنی و الألقاب، ج 1، ص 293؛ تهذیب المقال، ج 2، ص 433 و ج 3، ص 311 و 443- 446؛ تاریخ آل زرارة و الزرازی، ج 2، ص 83؛ رجال المجلسی، ص 218 و ریاض المحدّثین، ص 300-318.
10) در این باره، ز.ك: المتبر، ج 2، ص 15، 85، 271 و 666؛ كشف الرموز، ج 2، ص 88؛ مختلف الشیعه، ج 2، ص 77، 299 و 422، ج 3، ص 11 و ج 4، ص 170 و 297؛ منتهی المطلب، ج 1، ص 195، 227، 298، 299، 337 و 419 و ج 2، ص 995 و ج 4، ص 22 و 218؛ تذكرةالفقهاء، ج 1، ص 95، 337 و 343 و ج 2، ص 497 و 469 و ج 7، ص 342 و 390؛ و جای جای مجلّدات 3، 4، 5، 6 و 7 كافی.
11) مسند الامام الرضاعلیه السلام، ج 2، ص 511.
12) تهذیب المقال، ج 1، ص 278.
13) اختیارمعرفةالرجال، ج 2، ص 61.
14) الفهرست، ص 166.
15) الفوائد الرجالیّة، ج 1، ص 439.
16) معجم الرجال الحدیث، ج 1، ص 177 - 180.
17) بحارالانوار، ج 99، ص 265-267. در بحارالانوار، ح 48، ص 316، فقط متن روایت آمده و آداب و متن زیارت نیامده است.
18) علامه مجلسی، دلیل نگارش این كتاب را چنین می نویسد: «تا اكثر شیعیان این دیار از این رساله وافیه بهرمند گردند.» ر.ك: تحفةالزائر، مقدمه، ص 1-2.
19) تحفةالزائر، ص 378.
20) همان، ص 379.
21) رجال المجلسی، (ترجمة العلامة للمجلسی)، ص 4 - 5.
22) عمدةالزائر، ص 398.
23) المزار، خوانساری، ص 106 - 108.
24) كتب خطّی مزار به شماره مسلسل 480، 950، 3342، 4642، 4675، 4938، 10713 و 10885، 950 در كتابخانه آیةالله العظمی مرعشی نجفی، به اشتباه به نام شیخ مفید فهرست نگاری شده اند؛ در صورتی كه اثر شهید اول محمد بن مكّی عاملی هستند. دلیل بر مدّعا این است كه خود مرحوم آیةالله العظمی مرعشی نجفی در ابتدای برخی از آنها مرقوم نموده كه اثر شهید اول می باشند.






طبقه بندی: حضرت معصومه سلام الله علیها،  كتابخانه،  مقالات،  زیارات و ادعیه، 
برچسب ها: زیارات و ادعیه، مقالات، كتابخانه،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 مرداد 1392 توسط رحمان نجفی